پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - تضاد ارزشها در طليعهيدههيسومانقلاب
تضاد ارزشها در طليعهيدههيسومانقلاب
روساختهاي اجتماعي، در باورها و ارزشهاي جامعه ريشه دارند، از آن بر ميآيند و با دگرديسيهايي كه در نظام باوري ـ ارزشي رخ ميدهد، دگرگون ميشوند.
پديدهي «انقلاب اسلامي ايران» از نظام ارزشي ويژهاي برخاست و در جست و جوي بنياد «جامعهي متمايز و الگو» بود؛ جامعهاي كه معيارهاي ارزشي صدر اسلام را با فرآيند تجارب بشري بياميزد و امكان «زيست مؤمنانه» را در جامعهي مدرن فراهم كند.
در دههي نخست (دههي انقلاب و جنگ)، ساختار اجتماعي، سياسي و اقتصادي كشور، ارزشهايي را پذيرفته بود؛ و ارزشهاي مطرود نيز چنين بودند:
ثروت و رفاه، ارزشي مبنايي نيست.
نابرابريهاي اجتماعي، نا مشروع است.
سودجويي و رقابتِ حريصانه، پذيرفتني نيست.
ابتذال اخلاقي (بيبندوباري و ولنگاري رفتاري) ناروا است.
مصرفگرايي، ناشايست است.
تبليغ جاذبههاي جسمي و جنسي روا نيست.
از سوي ديگر، ارزشهاي مبنا، عبارت بودند از:
ارتباط معنوي با خداوند و اولياي الهي، ارزشمند است.
ايثار، نوع دوستي، از خود گذشتگي و... معيار رفتار است.
زيستِ با قناعت و بي تجمل، ارزش است.
ارتقاي سطح معرفت ديني، ضرورت دارد.
رعايت نمادهاي مذهبي چون حجاب، پوشش عفيفانه و... اهميت دارد.
و ٠گزارههاي ديگري از اين گونه...
بي ترديد، ارزشهاي ياد شده، در دورهي تكوين و بسط اوليه مطرح بودند. از اين رو آسيبها و آسيبپذيريهايي نيز داشت. اين ارزشها، گاه با ارزشهاي ديني - عرفي ديگر ناهمخوان ميشد و گاه افراط رويهايي را به همراه داشت و گاه.. از اين رو، نياز به آن بود كه در مسير رويش، هرس و پيوندهايي صورت گيرد تا براي پيداييِ جامعهي ديني در عصر مدرن بستر سازي مناسبي ايجاد شود، اما در دههي دوم انقلاب، به جاي اصلاح و بسط نظام ارزشي، رجعت و نقد ارزشهاي اوليه آغاز شد و اين همان بليهي دائم بود؛ اين كه به جاي تداوم خطوط پيموده شده، بازگشت به نقطههاي آزموده و يا تجربه ناشده، صوت گرفت.
رهآورد اين رويكرد آن است كه در طليعهي دههي سوم انقلاب، ما شاهد «بحران و تضادّ در ارزشهاي اجتماعي» هستيم؛ گروههايي كه در نوستالژي ارزشهاي انقلابياند (چه در جناحهاي سياسي و چه در ميان مردم) و گروههايي كه از آن مباني فاصله گرفتهاند و با آن در آويختهاند.
در اين شرايط و احوال، بر خلاف آنان كه ميپندارند «تضادهاي سياسي» عامل بحرانند، بايد يادآور شد كه «احزاب سياسي» بر فضاي «تضاد نظامهاي ارزشي جامعه» موج سواري ميكنند و پياده نظام خويش را بر ميگيرند! بي ترديد «آرامش اجتماعي» آن گاه پديدار خواهد شد كه مديران جامعه، به جاي «تجربه و آزمون در نظام ارزشها» به وفاق عام در آن دست يابند و با تلاش و جديت، در خواناسازي آن با زندگي جديد، ره پيمايند.